المحقق السبزواري
478
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
چيزى مىخوردهاند . حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - به ايشان خطاب كرد كه ، شما چيزى خوردهايد و صايم نيستيد . اقرار كردند . حضرت فرمود : « شما از جماعت يهوديد ؟ » گفتند : « نه . » فرمود كه ، از نصاراييد ؟ گفتند : « نه . » فرمود كه ، بر هيچيك از دينهاى مخالف اسلاميد ؟ گفتند : « نه . بلكه ما مسلمانانيم . » حضرت فرمود كه ، مسافريد ؟ گفتند : « نه . » حضرت فرمود كه ، شما را علّتى هست كه به آن مستوجب افطار شده باشيد كه ما آن را ندانيم . به درستى كه شما بيناتريد به احوال نفوس خود از ما كه خداى فرموده : بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ « 1 » يعنى : « بل انسان بر نفس خود بيناست . » گفتند : « ما به روز آورديم و ما را هيچ علّتى نبود . » حضرت بخنديد . پس ، فرمود : « گواهى مىدهيد كه به غير از اللّه الهى نيست و اينكه محمّد رسول خداست . » گفتند : « گواهى مىدهيم كه به غير از اللّه خدايى نيست و محمّد را نمىشناسيم . » حضرت فرمود كه ، او رسول خداست . گفتند : « ما او را به اين وجه نمىشناسيم . او اعرابيى بود كه خلق را به خود دعوت مىنمود . » حضرت فرمود : « اگر اقرار مىكنيد و الّا شما را مىكشم . » گفتند : « و اگرچه بكشى . » آنگاه ، حضرت موكّل ساخت بر ايشان اهل سياسات را . حاصل آن است كه تا معصيت ثابت نباشد متعرّض كسى نبايد شد و در مقام نهى درنبايد آمد و تفحّص و تجسّس نبايد كرد و متعرّض اندرونهاى خانه مردم نبايد شد و سخنان غمّازان و ساعيان را نبايد شنيد ، بلكه اگر فسقى از كسى ظاهر شود و به ثبوت رسد در مقام منع و انكار بايد شد و اگر حدّى يا تعزيرى به حسب شرع لازم باشد ، كسى را كه اقامت حدود شرعيه جايز باشد اقامت آن بايد نمود و فسقى كه ظاهر و معلوم نباشد در ستر آن بايد كوشيد . نقل است از حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله كه فرمود : « من ستر مسلما ستره اللّه فى الدّنيا و الآخرة . » « 2 » يعنى : « هركه عيب و گناه مسلمانى را بپوشد ، خداى عز و جلّ گناهان او را در دنيا و آخرت پوشيده دارد . » نقل است كه ، عمر شبى در مدينه مىگشت . از خانهاى آواز سرود شنيد . از ديوار خانه بالا رفت . نظر كرد . شخصى را ديد با زنى اجنبي [ ه ] « 3 » نشسته [ 122 ب ]
--> ( 1 ) . قيامة : 14 . ( 2 ) . عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 357 . ( 3 ) . اضافه از مر است .